تبليغاتX
پرگار
پرگار
آنکه پر نقش زد این دایره مینایی ، کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد ...
یکشنبه پنجم آذر 1385
سفر به شوووماال

وقتی که از معضل بیکاری نسبی رنج ببرین ... کلاسای درستون هم از بهمن ماه شروع بشه ... کلاس زبان و درسخوندن رو هم بتونین با خیال راحت !!! تعطیلش کنین و از همه مهمتر یه جفت پدر و مادر باحااااله بازنشسته هم داشته باشین ... اونوقته که چی ؟ هر روز می شینین برنامه ریزی می کنین برای سفر . که البته از بهترین علاقمندی های بچه مثبت ها به حساب میاد ( حالا مثلا )

این شد که ما هفته قبل  راهی سفر شدیم البته به همراه خواهرم ، همسرش و خواهر زاده عزیزتر از جان که در شیطونی همتا نداره ! و از همین حالا که پیش دبستانیه دودره کردن کلاس و مدرسه رو تمرین می کنه :) .  مسیر رفت رو در حدوود هشت ساعت طی کردیم . جاده هراز بسته بود و فیروز کوه هم مملو از خودرو های سنگین و پوشیده از برف بود . و میدونیم که اصولا اگه باروون بیاد جاده ها همون امنیت نیم بندشون رو هم از دست میدن چه برسه به برف ... !

 

هشت ساعت سخت سپری کردیم تا کم کم رسیدیم به جنگل های مه آلود و خزان زده شمال . درختان هزار رنگ . سبز ، نارنجی ، قرمز ، قهوه ای  حتی زرشکی با خالهای مشکی :) و بعد هم دریا ... دریای زیبا و تنها که با پایین اوومدن ابرها خودش رو چسبونده بود بهشون  و از این  فرصت کوتاه هم آغوشی بهره می برد .

 

فردای اونروز ابرها رفتند و  هوا آفتابی شد . تو این فصل دریا تمیزه ساحل خلوته شهر ها مرتب تر از تابستان به نظر می رسند و هوا هم رطوبت کمتری داره .

یه سفر کوتاه هم به کلاردشت داشتیم شهر کوهستانی زیبا با یه جاده جنگلی منتهی به چالوس .

 

 

بازارهای روز و هفتگی شمال هم به نظرم خیلی جالبه . با اینکه نظم خاصی نداره و در واقع در بیشتر مواردی که من دیدم بی نظمه ولی یک  ویژگی  مهم داره و اوون تازگی و طراوت  در محصولات کشاورزی ، ماهی های صید شده و لبنیات به دست اوومده از دامهاست   . از تولید به مصرف . حضور ماهی گیر ها که حاصل تلاش روزانشون رو به بازار میارند و زنان سبزی کار که محصول خودشون رو می فروشند ، پرتقال فروش ها و... یک اطمینان لذت بخشی از اوون چه که خرید می کنی ، حداقل از نظر سلامت و تازگی  به مشتری ها  میده . این البته برای گردشگران و مسافران ، ویژگی خاص محسوب می شه .

 

 

  

زنان شمالی محصولات خانگی و زراعتی شون رو که به صورت عمده نیست ، خودشون به بازار میارند و می فروشند . من احساس کردم جایگاه به نسبت برابری رو با مردان فروشنده دارند و در روابطشون راحت تر و مستقل تر هستن . نمی دونم آیا میشه مرزهای جغرافیایی و یا  آب و هوا عاملی روی رفتار انسانها باشه یا نه ؟ به هر حال من احساس می کنم خانم ها در شمال استقلال بیشتری دارند در نتیجه راحت تر در اجتماع حاضر می شند

 

پارازیت : زنده باد زیتون پرورده ، سیر ترشی ، ماست آب رفته ، کلوچه و ... زنده باد همه آدمای خوش اشتها مثل خودم  :))

 

+ نوشته شده در 22:51 توسط هدی.