تبليغاتX
پرگار
پرگار
آنکه پر نقش زد این دایره مینایی ، کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد ...
شنبه هجدهم تیر 1384
به کدامین گناه ؟!!
بالاخره بعد از چهار سال این پا اون پا کردن و بی حوصلگی تصمیم به اخذ گواهینامه رانندگی گرفتم !

امروز روز اول کلاس آیین نامه بود . با انرژی سر کلاس حاضر شدم اما کاملا تحلیل رفته از آنجا خارج شدم . احساس خشم،خجالت و یک جور سرخوردگی را تا مغز استخوان احساس می کردم . و این اولین بار بود که به گناه زن بودن مورد مضحکه قرار گرفتم .

استاد گرامی که سرهنگ مسنّی هستند ،بحث کلاس را با قوانین و مجازات راهنمایی رانندگی آغاز کردند . پای تخته نوشته شده بود : "قوانین مجازات اسلامی " هنرجوهای جوان کلاس ما از ابتدای این بحث کمابیش به کلام طنز آلود  و در عین حال چهره جدی سرهنگ خنده سر می دادند . تا اینکه این بحث شیرین به مسیلهء "دیه " رسید . مثلا این که حواستون باشه تو ماه های حرام کسی نپره جلوی ماشینتون چون دیه ده میلیون تومان  گروون تر می شه و اینکه اسامی این ماهها رو بزنید به شیشه ماشینتون که یادتون نره و ... .

تقریبا در پایان این بحث بود که نوشتند و امّا دیه خانم ها : نصف آقایون است . کلاس مثل بمب منفجر شد .  آقایون هنر جو انچنان از ته دل می خندیدند که گویی جالب ترین و لذّت بخش ترین حرف دنیا رو شنیدند ...به خودم اومدم گردنم کاملا فرو رفته بود بین شونه هام و ..یخ کرده بودم . به بقیه دخترای همکلاسی نگاه کردم کسی وضعیت بهتر از من نداشت . غیر از یکی دو نفر که ان ها هم خوش خوشان می خندیدند. لحظه تلخی بود . از قبل هم می دونستم که دیه زن نصفه، اما تا به حال شاهد خوشنودی اینچنینی و مضحکه قرار دادن این موضوع نبودم . مثل اینکه یکباره به عمق فاجعه پی برده بودم .

شرمنده و سرافکنده از نصف بودن ،نیمه بودن و درجه دوم بودن . اما به کدام گناه من ؟

زجر آور تر از این قانون ،قهقه نوجوانانی بود که امید به این است که تغییرات مثبت اجتماعی به دست آنها صورت بگیرد .

عجیب است! ما مسلمانان معتقد به وحدانیّت پروردگاریم و می گوییم همه ما مسلمانان در پیشگاه یک خدا سر به خاک می ساییم . پس چرا خدایی که من در مقابلش هر روز نماز به جا می آورم با خدای این قوانین متفاوت است ؟ خدای من خدای عادل و خدای این قوانین حاکم به آپارتاید است .

عجیب است! اسلامی که من به آن تسلیم شدم . راه آزادی و سبکبالی را فراهم می آورد و اسلام این قوانین انسان را از راه رفته به گذشته باز می گرداند . اسلام من سعادت را در آینده نشانم میدهد و اسلام قوانین در گذشته . اسلام من میگوید : فرزند زمان خود باش. این اسلام می گوید . ملاک همان است که یکبار گفته شده پس اطاعت کن . اسلام من می گوید : گمان مبر که آن که می اندیشد با آنکه نمی اندیشد برابر است . این اسلام می گوید تو چه کاره ای ؟ تفکر برای جمع و تفریق است نه برای تجزیه و تحلیل . و..... اسلام من متفاوت است . خدایم دوست داشتنی است . چهره اش مهربان است . و من را در زمان خودم و در ظرف خودم می سنجد .

 ای کاش کمی به ظرفیت های زمانی اسلام توجه می شد . آن وقت دیگر نه به واسطه این قوانین سرخورده حقوق بشر بودیم نه شرمنده سفر های ناکام دیپلماتیک ! .

+ نوشته شده در 21:33 توسط هدی.