" محمد ، سرشار از امید برخاست و بی درنگ ، در راه دشوار رسالت گام نهاد ، مامور بود که عالی ترین ملکات انسانی را در منحط ترین ارواح منجمد قومی وحشی بنشاند . بلند ترین افکاری که هنوز متفکران آتن و قسطنطنیه ومداین و اسکندریه ، در تمدن های پیشرفته
ء روم و ایران بدان دست نیافته اند ، وارد مغز هایی کند که اوج عقولشان از قلّه
ء کوهان شترشان فراتر نمی رود و قومی را که تاریخ همواره از ذکر نامشان ننگ داشته است ، سازندگان تاریخ شکوهمند و شگفتی کند که هنوز مورخان نگاه آمیخته با اعجاب خویش را از آن برنگرفته اند .
او باید ، در قلب این صحرای مرگزا و خاموشی که گیاه نیز از روییدن می هراسد و بر روی این دریای مواج و ملتهب رمل که دوام و ثبات را نمی شناسد ، شهری استوار بر شالودهء توحید بنیاد کند که در آن مساوات ، عدالت ، آزادی و عشق چهار بارهءشهراند .
و در آن ، توده ، آزاد از سلطهء خداوند زر و زور و خون ، زندگی می کند . " *
*اسلام شناسی ، دکتر علی شریعتی .