تبليغاتX
پرگار
پرگار
آنکه پر نقش زد این دایره مینایی ، کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد ...
جمعه یازدهم شهریور 1384
پیامبر
" محمد ، سرشار از امید برخاست و بی درنگ ، در راه دشوار رسالت گام نهاد ، مامور بود که عالی ترین ملکات انسانی را در منحط ترین ارواح منجمد قومی وحشی بنشاند . بلند ترین افکاری که هنوز متفکران آتن و قسطنطنیه ومداین و اسکندریه ، در تمدن های پیشرفتهء روم و ایران بدان دست نیافته اند ، وارد مغز هایی کند که اوج عقولشان از قلّهء کوهان شترشان فراتر نمی رود و قومی را که تاریخ همواره از ذکر نامشان ننگ داشته است ، سازندگان تاریخ شکوهمند و شگفتی کند که هنوز مورخان نگاه آمیخته با اعجاب خویش را از آن برنگرفته اند .

او باید ، در قلب این صحرای مرگزا و خاموشی که گیاه نیز از روییدن می هراسد و بر روی این دریای مواج و ملتهب رمل که دوام و ثبات را نمی شناسد ، شهری استوار بر شالودهء توحید بنیاد کند که در آن مساوات ، عدالت ، آزادی و عشق چهار بارهءشهراند .

و در آن ، توده ، آزاد از سلطهء خداوند زر و  زور  و خون ، زندگی می کند . " *

*اسلام شناسی ، دکتر علی شریعتی .

+ نوشته شده در 9:38 توسط هدی.