دیشب وقتی خبر بازنشستگی استاد مهدی طیب رو از زبان صادق زیباکلام در مصاحبه با رادیو بی بی سی شنیدم اصلا برایم باور کردنی نبود ! چطور ممکنه استادی مثل طیب ، این طور ناگهانی آن هم در این دوره! از کسوت استادی مجبور به بازنشستگی بشه ؟
چه کسی هست که در دانشکده های مختلف دانشگاه علامه طباطبایی واحد معارف و اخلاقش را با طیب گذرانده باشد و آن کلاس را خوب به خاطر نداشته باشد ؟ کلاس استاد طیب همیشه یک کلاس زنده و پویا بود . پر از پرسش و بحث و سوال . و گاهی البته بحث ها آنقدر بالا می گرفت که کار به مرافعه می کشید
خوب یادم هست معارف اسلامی (1) را به استادی یک نفر روحانی پاس کردم که سر کلاس می نشست و می گفت و ما هم چرت می زدیم . اما معارف ( 2) چیز دیگری بود . آن سال استاد طیب معارف ( 2) ارائه می داد . از جلسه اول فهمیدیم که با چه استادی طرف هستیم . استادی که با انرژی بسیاری که در کلامش خرج می کند ، صدای رسا و چشمانی که با اشتیاق ردیف به ردیف دانشجویان در کلاس را از نظر می گذراند ، نخواهد گذاشت که این ترم تحصیلی دانشجویانش در کلاس معارف چرت بزنند
طیب استاد بحث و نظر بود . اگر چه جواب های قاطع و محکمی داشت و شاید در بیش ار نود و نه درصد موارد در بحث ها هرگز از مواضع انقلابی - دینی و ارزشی خود عقب نشینی نمی کرد اما اجازه می داد هر دانشجویی به هر تعدادی سوال در کلاس ها که می خواهد بپرسد . یکی از آن پرسوال ها خود من بودم . بحث های زیادی را با استاد طیب در کلاس ها داشتم . با بسیاری سخنانش مخالف بودم . در هر جلسه چندین بار بحث راه می انداختم و مرتب سوال می کردم . او هم جواب می داد . بحث را پیش می برد و البته خیلی جاها هم برافروخته و عصبانی می شد
هر بار قبل از کلاس بچه ها می سپردن که “بحث راه ننداز بگذار کلاس زود تموم شه بریم ناهار” . اما خیلی وقت ها خود استاد منتظر بود سوالی بپرسیم و بحثی کنیم تا قضیه روشن تر شود . ترم بعد اخلاق را هم با او گرفتم . بحث هایم با او ادامه پیدا کرد در کلاس ، بیرون از کلاس در دفتر نهاد رهبری که آن موقع ها می نشست و من با سوال هایم و دانشجویان بسیار مذهبی با اشتیاقشان به او ، گردش جمع می شدیم
بعدها اعتراضات بر علیه طیب در دانشکده علوم اجتماعی بالا گرفت . دانشجویان چپ ( به معنای خاص کلمه ) در صف اول اعتراضات به طیب بودند . شنیدم که یکی از دانشجویان از کلاس او اخراج شده به خاطر سوال هایش ! این برایم قابل قبول نبود چرا که یکی دو سال قبل، از بحث برانگیز ترین دانشجویانش بودم و او گر چه چندین بار تا سر حد انتظار عصبانی و برافروخته شد اما هرگز از کلاسش بیرونم نکرد . آن دانشجوی دختر اخراج شده از کلاس طیب را بعدها در دانشکده و به بهانه ای به حرف گرفتم . یکی دو باری هم در اعتراضات دانشجویی آن زمان دیدمش … بماند اما اگر من جای طیب بودم همان جلسه اول عذر این دانشجو را خواسته بودم نه در جلسات پایانی! مخالف رفتن طیب از دانشکده بودم او باید می ماند و کلاس معارف را زنده نگه می داشت
به هر حال یک سالی به دانشکده نیامد .سال بعد گویی با اصرار و تلاش بچه های بسیج دوباره در علوم اجتماعی هم درس گرفت
این چند سال که گذشت خبری از استاد طیب نداشتم . نمی دانم دانشکده می آمد یا نه . کلاس هایش چطور بود ؟ به همان زنده گی سابق ؟ تا دیشب که خبر بازنشستگی غیر قانونی او تمام این خاطرات را در من زنده کرد . تمام اعتراضات و جواب ها . بحث های خصوصی و صحبت از چشم غیبی که می گفتند دارد و من مستقیم و خصوصی برایش مطرح کردم و ناراحتی و نفی اش
حالا با شنیدن این خبر ، من دانشجوی معترض و بحث انگیز دیروزی چه او بخواهد چه نه ! باید در جایگاه دفاع از مهدی طیب بایستم . از او بسیار یاد گرفتم و بر بسیاری عقایدش هم همچنان مخالفم .همین چند جمله آخرکه می خواهم بگویم به گمانم مورد تایید استاد طیب نیست
اما صدای طیب صدایی نیست که باید خاموشش کرد . صدای او باید با قوت تمام به عنوان یک استاد مذهبی و ارزشی در بزرگترین دانشگاه علوم انسانی خاورمیانه باقی بماند. او باید همچنان عقاید دانشجویان را به چالش بکشد و حتی از مواضع ارزشی اش عقب نشینی نکند . چنانکه صداهای مخالف او نیز نباید این طور غیر قانونی خاموش شوند . باید به عقل دانشجو اعتماد کرد و گوش هایش را از شنیدن عقاید گوناگون محروم نساخت
تنها صدایی که باید خاموش شود صدای حذف است
پارازیت : می خواستم لینک خبر بازنشستگی طیب را برایتان بگذارم اما متاسفانه لینک گذار پست های وبلاگم غیر فعال است اگر جستجو کنید!!( با عرض پوزش ) به این خبر خواهید رسید