تبليغاتX
پرگار
آنکه پر نقش زد این دایره مینایی... کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
پنجشنبه دوم اسفند 1386
جوایزی استثنائی برای ملتی استثنائی !
نمی دانم چند نفر مثل من در احساسی ناخوشایند نسبت به  تبلیغات جوایز بانک ها که هر روز در  پخش آگهی های تجاری تلویزیونی و رادیویی بارها و بارها تکرار می شوند  شریک هستند اما همین را می دانم که بسیاری نسبت به واقعی بودن این جوایز در این حجم و ابعاد مردد و بدبین هستند .

حجم تبلیغات بانکی در چند ماهه اخیر رشد چشمگیری داشته . بانک های خصوصی و دولتی در مسابقه ی بی سابقه ای برای جذب سرمایه های بیشتر بر بالا بردن نرخ سود حساب های بلند مدت و کوتاه مدت بر یکدیگر پیشی می گیرند و عرصه ی تبلیغات نیز جایگاهی خاص برای تاخت و تاز بانک ها فراهم آورده است .

حساب های قرض الحسنه نیز ماجرای خاص خود را دارد . تیلیغ جوایز " استثنایی " اعم از ماشین و کلید طلایی خانه و چمدان هایی پر از پول َ جای خود را به تبلیغات قدیمی تری داده است که روزگاری این مردم را برای کمک به همنوع با ذکر حدیثی از امامان به گشایش حساب قرض الحسنه فرا می خواند و اجر و ثواب معنوی و اخروی آن را برای بیننده و شنونده ی این آگهی ها یاداوری می کرد . اگرچه جای تعجبی نیست چرا که طراحان آگهی های تجاری در عمل ثابت کرده اند که نسبت به بسیاری از علمای سیاست و دیانت  ، شناخت بهتری از فرهنگ جامعه و خواسته های مردم دارند و سیر نزولی نیازهای آنان را از سطح فرامادی به مادی در دهه ی اخیر به خوبی تشخیص داده اند و بر اساس آن برای جذب مردم کلیپ های تجاری تولید می کنند .  

 

 بسیاری از مواقع آگهی های بانکی بعد از سخنرانی های مذهبی و برنامه های معنوی پخش می شود که بعضا مردم را به قناعت و چشم پوشی از امیال مادی فرامی خوانند . و این دو کنار هم ( تبلیغات و سخنرانی های مذهبی ) تناقض وحشتناکی فراهم می آورند که پریشان حالی و ایستادن در میان زمین و آسمان ما را با صدای بلند فریاد می زنند . بیننده که خود را در فضای برنامه ی معنوی قرار داده و شاید هم کمی به فکر فرو رفته باشد با شنیدن موزیک آغاز پخش آگهی ها مانند کسی که از مسخ شدگی به درآید ، به عالم واقعی و مادی خود بازمی گردد و نوسان این حالات متناقض به دفعات و با اشکال گوناگون در زندگی روزمره او تکرار می شوند .

به ماجرای بانک ها بازگردیم . خانه ، ماشین ، پول و شمش های طلا ، آنقدر جذاب و رویایی است که رنج تحمل فضای سنگین بانک ها را بر افراد جامعه هموار بسازد . صف های طولانی ، تهویه های نا مطبوع ، فشار جمعیت بی ملاحظه بی مهابا که بدون توجه و عموما نا خواسته ،  حریم فیزیکی یکدیگر را مورد تجاوز قرار می دهند ، باجه های تعطیل و باجه داران تند خو  و کم حوصله و... همه و همه رنج های حضور در بانک های بالاخص دولتی است . بانک ها خصوصی تقریبا فضای بهتری فرام آورده اند و امور مشتریان را سریع تر راه اندازی می کنند .

هنگامه ی ثبت نام در مسابقات قرض الحسنه ی بانک ها معمولا با ماه های پایانی سال همزمان است و این ازدحام جمعیت را چندین برابر می کند.  افراد ناتوان و کهنسال در میان جمعیت منتظرین که هر کدام با امید و آرزویی برای گشایش یا افزایش حساب خود به بانک جایزه دهنده مراجعه کرده اند  بیش از بقیه متحمل رنج می شوند و هیچ امکانی برای رسیدگی سریع به آنان در نظر گرفته نشده است .  صندلی های انتظار مطمئنا کمتر از جمعیت منتظرین در بانک قرار داده شده  و حتی اگر صندلی خالی باشد میز مناسب ، خودکار وقبوض واریز و دریافت برای انجام امور بانکی در محل انتظار وجود ندارد و به همین علت منتظرین ترجیح می دهند ایستاده دربرابر باجه ها و در فضای محدودی که برای مراجعه کننده تهیه دیده شده است ، عملیات بانکی خود را نیز انجام دهند . تمام این رنج ها بالاخره ممکن است کاسه ی صبر افرادی از مراجعه کنندگان را نیز لبریز کند .  عده ای زیر لب غرغر می کنند و برخی به صورت جدی تر فریاد اعتراض بر می آورند - که بسیاری از ما نمونه های آن را شنیده ایم -  . متاسفانه بسیاری از این فریادها بر سر کارمندان بی تقصیر و خسته و ناتوان از کنترل اوضاع فرودمی آید که نفعی به حال اوضاع ندارد . 

فاصله ای بین واقعیت و رویا وجود دارد که کمتر کسی یا ملتی هستند که سعی بر کاستن این فاصله ها بکنند . واقعیت بانک ها تضییع حقوق مراجعه کنندگان در ارائه ی نامطلوب خدمات و بعضا توهین و تحقیر جمعیت منتظرین در صف های بی نظم در برابر باجه هاست و خیال این مردمان برنده شدن در مسابقه ایست که بعید و دست نیافتنی به نظر می رسد . ای کاش به جای دویدن به دنبال کلیدهای طلایی ، برای حقوق اجتماعی مان صف می بستیم و منظر می ماندیم ...!

تحلیل جالب سید در مورد جایزه ای که از بانک برده بود :

جایزه ریسکی و سرمایه اجتماعی فروپاشیده

 

+ نوشته شده در 21:34 توسط هدی.