تبليغاتX
پرگار
پرگار
آنکه پر نقش زد این دایره مینایی ، کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد ...
پنجشنبه دهم خرداد 1386
دو بند بعد از روزها
 

۱- بهار رو به پایان است . مثل همیشه آمدن و رفتنش به چشم بر هم زدنی بود . زنده کرد و سبزه پاشید و شکوفه بارید و از نو ، حیات زمین به دست گرما سپرد . دلم برای این سبزیها تنگ می شود . سبزی تابستان توأم با پختگی است و این سرگشتگی بهاری را ندارد . زمانی که به این وقت از سال می رسیم احساس می کنم ما هم باید دست از جنون و  بیخودشدگی برکشیم و عاقلانه تر و پخته تر ادامه دهیم .  حال و هوای تابستان شرایط را برای پختگی و باروری  به بهترین نحو فراهم می کند .

شکوفه های بسیاری در بهار عمرشان ، خود را به دست باد سپردند و بر زمین و آب فروریختند . عمرشان به قدر جوانی شان کوتاه شد . نماندند تا بار بگیرند و " ثمره " عطا کنند . اما ! مرگشان با آن قبای سپید و صورتی ، در نقطهء اوج بود . چنانکه معروفست : آنانکه برگزیده ترند و دوست داشتنی تر ، مر گشان در جوانی فرا می رسد .

مابقی شکوفه ها ، آرام در کنج خلوتی و در لحظه ای گنگ ، بارور شدند . قبای سپیدشان پژمرد و تن سبزشان متورم شد . هوا برای همین ها گرم می شود ، که به بهترین نحو بار خود به ثمر برسانند . اینان نه عاشقانه بلکه عاقلانه به کمال خواهند رسید . البته بعضی شان ، خیال آن روزهای شکوفگی و معصومیت را در ذهن زنده نگاه می دارند و به خیال خود ، عقل و عشق را با هر زور و زحمتی که هست ترکیب می کنند ...

و این داستان شکوفه هاست و قصّه ء  دنیا که نوبه نو از نو با نظم تغییر می کند و بدون درنگی راه خود به جلو می گشاید و رهسپار آینده می شود .

 

 

 

 ۲- در حدود ده روز از دعوت دوست گرامی جناب سید برای نوشتن از تاثیرگذاران زندگی گذشته . برای تاخیر و درنگ در نوشتن پرگار ، دلیل موجهی ندارم و بهانه آوری و دلیل تراشی هم نمی کنم که فاقد این هنرم .

متن و تصویر بالا هر دو برای معرفی یک اثرگذار مهم و الهام بخش زندگیم آورده شد .

طبیعت ، یکی از مؤثران زندگی من است . درختان ، رنگ ها ، فصل ها و جنب و جوش یک کرم خاکی در باغچه کوچک خانه ، بر روزگارم مؤثرند و هر روز حرف و سخن تازه بیان می کنند . به طبیعت نگاه می کنم و خودآگاهانه تحت تأثیرش قرار می گیرم . مثل کودکی که سعی می کند خود را با گهواره اش تاب دهد و از حرکت دورانی آن ، برای جنب و جوش الهام بگیرد . کلیّتی عظیم که در نظم و ترتیبش خللی وارد نمی شود  .

 طبیعت با تمام کهولت سنی که دارد هر سال از عمرش را از نو زندگی می کند . در بهار به نحو خستگی ناپذیری عاشق و سرگشته می شود ، تابستان به پختگی می رسد ، در پاییز هزار رنگ ، دانا و فکور می شود و باز مثل هر سال ، زمستانی و پیر می گردد . این بزرگترین درس و تاثیر است که با همه چیزهای تکراری که داریم و نه چیزی غیر از آن ، نو شویم . هر سال .

آسمان و زمین تاثیر گذارانی با تجربه اند که حیف است از تاثیر شگرفشان خود را محروم سازیم .  

 

+ نوشته شده در 18:25 توسط هدی.