تبليغاتX
پرگار
آنکه پر نقش زد این دایره مینایی... کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386
تحتانی ترین طبقه تفکر
 

گاهی اوقات سری به این انباری می زنم . از پله های طویل و تاریکش پایین می روم تا ببینم کدام افکار و امیال در تاریکی ِ نمناک ناخودآگاهم فروغلتیده . بعد می بینم که در گوشه و کنار انباری ام  بسته هایی کوچک و بزرگ قرار گرفته اند  ، از دوران کودکی بگیر تا نوجوانی و جوانی . روی بعضی بسته ها چیزی نوشته که وقتی می خوانمش محتویاتش مثل برق از جلوی چشمم می گذرد ، برخی هم کافیست تا نزدیکشان شوم . از بویی که متساطع می کنند ، بازمی شناسمشان .

اینجا آنقدر تاریک است که مرتب کردنی نیست ! بسته ها ، هر گوشه ای روی هم تلنبار شده اند . یک دور می چرخم و از قصد به جعبه ها و شیشه های در پوشیده کم محلی می کنم . بعد...مطمئن می شوم که هنوز فضای خالی بسیار دارد  .

خوشحال ، پله هارا یکی دوتا می کنم تا بستهء تازه ای  را ازآن بالا به داخل انبار  پرتاب! کنم .

+ نوشته شده در 0:39 توسط هدی.
شنبه بیست و هفتم مرداد 1386
اسباب کشون
 

بستن ، بردن ، بازکردن و از نو چیدن .

این چهار فعل بالا  ،  تمام مشغولیت یک هفته گذشته ام بود . نقل مکان به خیر گذشت !

 

 

+ نوشته شده در 22:46 توسط هدی.
یکشنبه چهاردهم مرداد 1386
صد و یک سال گذشت ...!
 

امروز صد و یکمین سالگرد مشروطه خواهی است . صد و یک سال از نواخته شدن بانگ آزادی در ایران می گذرد و

 اینک ...!؟!

 

 

 

+ نوشته شده در 12:57 توسط هدی.
پنجشنبه یازدهم مرداد 1386
رامسر (2 )
 

سرخ و صورتی های شاداب و باران خورده :)

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در 20:38 توسط هدی.
پنجشنبه یازدهم مرداد 1386
رامسر ( 1 )
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در 19:59 توسط هدی.