تبليغاتX
پرگار
پرگار
آنکه پر نقش زد این دایره مینایی ، کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد ...
چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384
عصیان
همه

      لرزش دست و دلم

                              از آن بود

که عشق

             پناهی گردد ،

پروازی نه

گریز گاهی گردد .

آی عشق آی عشق

چهرهء آبیت پیدا نیست *

پارازیت: امید نمی بندم ، حتی به شناخت ...

* الف . بامداد

+ نوشته شده در 21:22 توسط هدی.
شنبه چهاردهم آبان 1384
قطب نما
آیا حتما و همیشه باید به همراه داشته باشیم ؟ منظورم قطب نماست .

بعضی از ما خیلی وقتها و خیلی از ما بعضی وقتها فکر می کنیم که برای برقراری هر ارتباطی حتی یک سلام و احوالپرسی ساده احتیاج به قطب نما داریم . درست زمانی که در موقعیت تماس و ارتباط با فرد دیگری قرار می گیریم ، آرام و بدون اینکه جلب توجه کند ،قطب نمای خود را در جهت تازه وارد قرار میدهیم تا جهت فرد را برای ما مشخص کند .

مرحله بعد این که اگر با ما هم جهت بود مجذوبانه ارتباط برقرار می کنیم و اگر متفاوت،  ارتباطی سرد و مملو از امواج دافعه در پیش خواهیم داشت .

قطب نمای ما البته جهت های مخصوصی منطبق با جغرافیای سیاسی مذهبی ارزشی وعقیدتی ما دارد . و امتیاز آن نسبت به قطب نماهای معمولی ، تعیین شدت و ضعف جهتگیری های افراد است . مثلا: چپ، شدیدا چپ، راست ، خیلی خیلی راست  ،که هر کدام را می توان به دو قسمت جدید و قدیم تقسیم بندی کرد .

حالا دوباره می پرسم: همیشه به قطب نما احتیاج است ؟

اصلا واضح و روشن این که آیا اگر یک خداپرست مومن ،که خدایش دوستش دارد و بینشان انس و الفتی است  در قنوت نمازش به درگاه محبوب ، دوست و رفیق مارکسیست خود را یاد کند و از خدایش خوشبختی او را بخواهد  خداوند دست رد به سینه او می زند ؟  چرا که از قطب نمایش استفاده نکرده است ؟

یا اگر دیگری از مسجد مانده و از میخانه رانده باشد و در این میانه ای که انتخاب کرده ، با اهل مسجد و میخانه با یک منش بنشیندو برخیزد ، باید متهم به دوروویی شود چرا که قانون  قطب نماهارا رعایت نکرده ؟

نمی دانم! شاید بعضی وقتها حتما باید از قطب نما استفاده کرد . آنهم برای ما که مذهب بیانگر رابطه و منزلتمان در برابر قدرت و درون جامعه است.!

  در هر حال فکر می کنم در شهر ما اکثرا قطب نما دارند و از آن به خوبی استفاده می کنند . اما... برخی هم هستند که برای بخشش و محبت و دوست داشتن و طلب خیر " قطب نما " را کنار می گذارند .

اینها به جای اینکه در جیبشان قطب نما داشته باشند ،  آهن ربا دارند . من را که جذب می کنند . شما را چطور ؟

 

+ نوشته شده در 8:17 توسط هدی.
چهارشنبه چهارم آبان 1384
امام عدالت
    

دوش در حلقهء ما قصهء گیسوی  تو بود                   تا دل شب سخن از سلسلهء موی تو بود

دل که از ناوک مژگان تو در خون می گشت              باز   مشتاق   کمانخانهء  ابروی   تو    بود

عالم از شورو شر عشق خبر هیچ نداشت               فتنه انگیز  جهان  غمزهء  جادوی  تو   بود

"ای علی ! ای پیشوایی که با رفتارت گفتارت را به اثبات می رسانی ، نخست عمل می کنی سپس به گفتار زبان می گشایی !

ای علی ! که خویش را در گرو وعده هایت قرار میدهی و خود با همه توان عمل به وعده هایت را تضمین می کنی !

ای علی ! ای پاسدار راستین حق و حقوق ، که برای تودهء بشریت مظلوم ، " منشور عدالت علوی" را به ارمغان آوردی و مژده آور راستین عدل و آرمان والای عدالت اجتماعی در جامعهء انسانی شدی ؛ بگونه ای که نام تو و یاد تو یاد آور عدل و دادو رهایی از دام و زنجیر بیدادگری شد ، آری واژهء زیبای "عدل" با واژه زیباتر نام "علی" در هم آمیخت ، و عدل علی و عدالت علوی را در صفحات زرین تاریخ پدید آورد ، و زیبا ترین چهره از عدالت اجتماعی و انسان عادل را به تصویر کشید . " * * 

عذاداری و سیاه پوشی در عذای تو نه به خاطر زخم شمشیری که بر فرقت آمد که تو در آن حال جز به حلاوت وصل یار و طی طریق الی الحق نمی اندیشیدی.

ونه  بخاطر ذکر مصیبت های آن دوره ، که اکنون در منتهی درجهء روضهء رضوانی .

بلکه غمناکیم که ضخم کاری آنروز بر فرق عدالت تا به امروز ما را از فرهنگ و آیینی به نام عدالت علوی محروم کرده . و تا به امروز ، علی جان ، تا به امروز به جز تزویر و بی عدالتی و جهالت در این دنیا ، حتی در لباس شریعت مقدس محمد (ص) ، و حتی در مذهب پاک تو چیز دیگری عایدی مان نبوده است .

عذادار کیلو متر ها فاصله تا حقیقت هستیم .

** امام علی (عدل و تعادل) - محمد حکیمی .

 

                                                        

 

 

 

+ نوشته شده در 11:27 توسط هدی.